﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>چرند و پرند۲</title>
    <description>arezoo1984's description</description>
    <link>http://arezoo1984.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>ارزو </managingEditor>
    <lastBuildDate>Wed, 05 Oct 2005 04:07:00 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>(بدون عنوان)</title>
      <description>&lt;P dir=rtl&gt;۳۵ بار اين وبلاگه رو حذف کردم نشد! ۲۶۵۳۴ بار کل آرشيوشو پاک کردم باز سر جاشه!! الام که آبرومو برد...تو وبلاگ مردم ستاره دار شده!! &lt;IMG src="http://persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/08.gif"&gt;&amp;nbsp;من نبودم خود&amp;nbsp;اين وبلاگه بود !! &lt;IMG src="http://persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/04.gif"&gt;&amp;nbsp;به خدا !! &lt;IMG src="http://persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/19.gif"&gt;&amp;nbsp;چی کارش کنم بره؟!&lt;/P&gt;</description>
      <link>http://arezoo1984.persianblog.ir/post/120</link>
      <author>ارزو </author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=292611&amp;postID=4726315</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-292611.post-4726315</guid>
      <pubDate>Wed, 05 Oct 2005 04:07:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>(بدون عنوان)</title>
      <description>&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
      <link>http://arezoo1984.persianblog.ir/post/119</link>
      <author>ارزو </author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=292611&amp;postID=4726314</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-292611.post-4726314</guid>
      <pubDate>Sat, 04 Jun 2005 07:05:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>(بدون عنوان)</title>
      <description>&lt;P dir=rtl&gt;سلام!&lt;IMG src="http://persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/25.gif"&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;۱: من شنبه ديگه امتحان گوارش دارم!!&lt;IMG src="http://persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/17.gif"&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;اگه از همين ثانيه هم شروع کنم به خوندن و مبدل به موجودی چنين زيبا --&amp;gt;&lt;IMG src="http://persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/22.gif"&gt;&amp;nbsp;شوم! و حتی اگر همه کلاسهای فوق&amp;nbsp;برناممو که سهله&amp;nbsp;کوشيدن در راستای ارتقای سطح بهداشت فرديمو هم کنسل کنم نميرسم که درسامو طوری که بايد بخونم و ياد بگيرم! هی! &lt;IMG src="http://persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/17.gif"&gt;&amp;nbsp;دوباره بايد دخيل ببندم و دست به دامن نذر و نياز شم و قول بدم که به حق ۵ تن از اين پس دختر خوبی بشم!! فقط اين يدونه خوب بشه!!&lt;IMG src="http://persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/15.gif"&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;۲:: زندگی يه جوری شده! يه حسی دارم عين اينکه يه چيزی رو يه جايی گم کردم...يا اينکه يه کار مهمی هست که بايد بکنم و نميفهمم که چيه! اين وسط جای يه چيزی کمه!! احساس سطحی بودن ميکنم!! شايد انقده سرم شلوغ شده که نميفهمم دارم چی کار ميکنم و همه اين کارا رو واسه چی ميکنم!!! انگار هدفمو گم کردم و همه تمرکزمو گذاشتم روی قدمام!! فقط اينکه توی اين ثانيه پامو جايی بذارم که سر نخورم بيفتم! يادم رفته که&amp;nbsp;اين همه بدو بدو ميکنم که آخرش به چی برسم!!؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;۳::: ميگه که تو زيادی گير ميدی!! اگه آدم بخواد سر هر&amp;nbsp;سنگريزه ای توقف کنه آخرش قطار زندگيش به هيچ جا نميرسه! نميدونم چرا اينقدر ديدمون نسبت به زندگی با هم فرق داره!! آخه من فکر ميکنم که زندگی يه کشتيه!! اگه سوراخ های کوچيکشو ترميم نکنی يه روزی غرق ميشی!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;۴:::: ۹۹ ٪ بحث های ما سر اينکه که بهش ميگم هر کاری ۵۰ ٪&amp;nbsp;نيتش مهمه&amp;nbsp;۵۰٪ ظاهرش ... اون ميگه ۱۰۰ ٪ نيت مهمه ۰٪ ظاهرش! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;واقعا فکر ميکنم روزی که ما به تفاهم برسيم خورشيد از غرب طلوع ميکنه!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;۵::::: طی يک اقدام متهورانه دارم رو ديوار اتاقم نقاشی ميکشم! &lt;IMG src="http://persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/04.gif"&gt;&amp;nbsp;اولش بابا گفت: خب رو کاغذ کاهی بکش! اصلا بيا ببرمت غرفه کودکان نمايشگاه رو ديوار اونجا نقاشی کن!&lt;IMG src="http://persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/34.gif"&gt;&amp;nbsp;اما من کار خودمو کردم! عجالتا ۲ تا گل کشيدم که نتونن منصرفم کنن! حالا بقيشو يواش يواش تکميل ميکنم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و فی الآخر : استدع دعائن فراوانن لامتحانی الدشوار! (اگه باز ضايعم نميکنين که گوارش آسونترين امتحان فيزيوپاته و ۹۹.۹۹ افراد ۲۱ از ۲۰ ميشن و&amp;nbsp;پاشو کاسه کوزتو جمع کن!) و علی شکر انا ايضا سدعا لکم و اراد التوفيق و السلامت لکم جميعا!&lt;IMG src="http://persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/31.gif"&gt;&lt;/P&gt;</description>
      <link>http://arezoo1984.persianblog.ir/post/118</link>
      <author>ارزو </author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=292611&amp;postID=4726313</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-292611.post-4726313</guid>
      <pubDate>Thu, 12 May 2005 14:16:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>(بدون عنوان)</title>
      <description>&lt;P dir=rtl&gt;چهار شمع به آرامی ميسوختند.محيط به قدری آرام بود که ميشد صحبتهايشان را شنيد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اولی گفت:(( من صلح هستم.ولی ديگر کسی نمی تواند مرا روشن نگه دارد.فکر ميکنم که دارم خاموش ميشوم.))&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شعله شمع به سرعت کوچک شد و به کلی خاموش گشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دومی گفت: (( من ايمان هستم! از اين به بعد به من نيازی نيست...ديگر دليلی نميبينم که بيش از اين روشن بمانم.)) وقتی صحبتهايش تمام شد نسيمی وزيدن گرفت و آن را خاموش کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سومی به نوبه خود با غم و اندوه گفت:(( من عشق هستم! ديگر توانی در من نمانده است که روشن بمانم.مردم مرا فراموش کرده اند و اهميت مرا درک نميکنند.آنها حتی دوست داشتن نزديکانشان را نيز فراموش کرده اند.)) و بی معطلی خاموش شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ناگهان کودکی وارد شد و ۳ شمع خاموش را ديد.((شما چرا خاموش شده ايد؟ شما بايد تا آخر روشن بمانيد!))&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سپس شمع آخر گفت:(( نترس تا وقتی که من شعله ور هستم می توانيم شمع های ديگر را روشن کنيم.من اميد هستم.))&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کودک با چشمانی درخشان شمع اميد را در دست گرفت... و ديگر شمع ها را روشن کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...............................................................................................................&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وقتی اين داستانه رو خوندم ديدم که قشنگه! اما حيف که کامل نيست! يکی نيست بگه که بالام جان! اميد که آب و دون نميشه! اميد جز لازم ولی ناکافی روشن نگه داشتن شمع های زيادی عين ايناييه که اينجا گفته! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به هر حال...اميدوارم که هيچوقت شمع اميد هيچکسی خاموش نشه!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
      <link>http://arezoo1984.persianblog.ir/post/117</link>
      <author>ارزو </author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=292611&amp;postID=4726312</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-292611.post-4726312</guid>
      <pubDate>Wed, 20 Apr 2005 20:45:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>(بدون عنوان)</title>
      <description>&lt;P dir=rtl&gt;-&lt;IMG src="http://www.persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/12.gif"&gt;آبجی بگوم تو مطبخ!حرفش کجا تو سرتخ!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- چته؟! باز آب تو هونگ نکوفتم زير سيبيلتو نروفتم که از ابروت سرکه ميريزه!؟ باز به گنه گنه!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- &lt;IMG src="http://www.persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/11.gif"&gt;از بی چشم و رويی صد رحمت به گربه!! نه! صد رحمت به همون آبجی بگوم که باز تو مطبخه!&amp;nbsp;تو چی که عين خيک نه سولاخ&amp;nbsp;فقط ميتونی دمب خرو بالا بگيری!! اين نون خوردن به ريش جنبوندنش نمی ارزه که!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- باز گندم ری واست تلخ شد؟!آينه به دست زنگی!! من از هر انگشتم ۱۰۰ تا هنر ميباره! منتهاش هر چی اداست تو تنگ گداست!! آقا !! از تو عباسی از من رقاصی!! پای مگس هم ازت چرب نميشه!!هر کسی را که بخت برگردد شب اول عروس نر گردد! ای خدا!! چی بگم؟! که بگم دلم ميسوزه..نگم جيگرم ميسوزه!! آبکش به کفگير ميگه تهت سولاخه! ميدونم زير سرت بلند شده که ته خيار تلخ شده! حيف من سيب سرخ که افتادم دست توی چلاق!! الهی که خدا خارشت بده ناخنت نده! الهی که نونت بده دندونت نده!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- ای بابا !! تو هم که با يه غوره سرديت ميکنه با يه مويز گرميت!! چيه هزار تا کلفت سر حرف مفت؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- تو دعوا که حلوا پخش نميکنن!آتيش کی بوده که دود نداشته باشه...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- حالا قهر نکن بيا اين يه تومنو بگير جواب بده...&lt;IMG src="http://www.persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/01.gif"&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...............................................................................................................&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سلاملکم! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;والا پدربزرگم هميشه دم عيدی ميگفت: الهی که روح جمشيد الو بگيره! وقتی کوچولو بودم نميفهميدم چرا!اما امسال که می خواستم تيریپ عشق باشه و صفا ولی ديد و بازديدا دست و پامو بسته بود فهميدم!! هنوزم که هنوزه تمومی نداره!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از اونطرف فيزيوپاتی هم بد درديه!! هر روز کلاس دارم!! ديگه وقتی برای ددر ندارم! استادای هاپومونو بگووووو امروز که يکيشون اينجوری مارو شست--&amp;gt;&lt;IMG onmousedown="setCurrSmiley(&amp;#39;img3&amp;#39;,&amp;#39;12/12_1_134&amp;#39;,&amp;#39;Washing%20Machine&amp;#39;);doContextMenu(0);" id=img3 ondragstart=&amp;#39;event.dataTransfer.setData("Text","")&amp;#39; title="Washing Machine" ondragend=&amp;#39;insertSmiley("12/12_1_134","Washing%20Machine")&amp;#39; onclick=&amp;#39;insertSmiley("12/12_1_134","Washing%20Machine")&amp;#39; src="http://smileys.smileycentral.com/cat/12/12_1_134.gif" align=absMiddle border=0&gt; بعدم گذاشت کنار!!&lt;IMG onmousedown="setCurrSmiley(&amp;#39;img12&amp;#39;,&amp;#39;12/12_5_9&amp;#39;,&amp;#39;Clothes%20Line&amp;#39;);doContextMenu(0);" id=img12 ondragstart=&amp;#39;event.dataTransfer.setData("Text","")&amp;#39; title="Clothes Line" ondragend=&amp;#39;insertSmiley("12/12_5_9","Clothes%20Line")&amp;#39; onclick=&amp;#39;insertSmiley("12/12_5_9","Clothes%20Line")&amp;#39; src="http://smileys.smileycentral.com/cat/12/12_5_9.gif" align=absMiddle border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اونوقت تو همچين شرايط بس خفنانه ای هی اصرااااااااااااااااااااااار ميکنيد که آپديت کن!!&lt;IMG src="http://www.persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/09.gif"&gt;&amp;nbsp;به جان خودم من نيت کرده بودم در سال جديد مثل آدميزاد بنويسم!! خودتون بودين که منو مجبور کردين چرند و پرندی بيش نمانم!&lt;/P&gt;</description>
      <link>http://arezoo1984.persianblog.ir/post/116</link>
      <author>ارزو </author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=292611&amp;postID=4726311</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-292611.post-4726311</guid>
      <pubDate>Thu, 07 Apr 2005 17:57:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>(بدون عنوان)</title>
      <description>&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;IMG alt="" hspace=1 src="http://images.google.com/images?q=tbn:OT-xATm6RjoJ:www.shahedy.com/newyear/images/7-sin-1.jpg" vspace=1 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=5&gt;سال نو مبارک!&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;EM&gt;&amp;nbsp;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
      <link>http://arezoo1984.persianblog.ir/post/115</link>
      <author>ارزو </author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=292611&amp;postID=4726310</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-292611.post-4726310</guid>
      <pubDate>Sat, 19 Mar 2005 15:58:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>(بدون عنوان)</title>
      <description>&lt;P dir=rtl&gt;cd دوستم خراب شده و فردا هم ريويو پاتو داريم به خاطر همين قراره بياد خونمون! ميگم چه خوبه که گاهی از اين اتفاقا می افته که من مجبور ميشم اتاقمو گردگيری کنم...الانه که هنوز شروع نکردم ميتونم روی خاک های ميزم بنويسم : لطفا مرا گردگيری کنيد!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;توی روزنامه نوشته يه مرده زنشو به خاطر اينکه اشپزی بلد نبوده کشته!!&lt;IMG src="http://www.persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/11.gif"&gt;&amp;nbsp;اگه قرار باشه بدين طريقت&amp;nbsp; نسل زنان خوب خانه دار منقرض شه من بايد اولين قربانی باشم نه؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...................................................................................................................&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ديروز هم رفته بودم خونه دوستم که هامستراشو ببينم!! يکيشون دورادور مال من بود (البته مال ۲۷۶۵۴۶۲۵۴ نفر ديگه هم بود!) اما من اسمشو انتخاب کرده بودم :ناپلئون!! روزی ۳۷۶۷۵۶۴۵ بار برادرش مسخره ام&amp;nbsp;ميکرد که اسم موشه رو گذاشتم ناپلئون..ديروز فهميدم چرا !!! اما وقتی داشتيم نگاهشون ميکرديم دوستم يه چيز جالب گفت: گفت که می بينی چقدر رفتاراشون شبيه ما ادماست؟ اگه يکی همينطور که ما داريم به اينا توی اکواريوم نگاه ميکنيم و به&amp;nbsp;کاراشون و حرصشون برای غذا و جمع و جور کردن خرده روزنامه ها می خنديم به ما ادمای دنيا نگاه کنه واقعا خنده اش ميگيره!! راست ميگه نه؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;................................................................................................................&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شب يلدا تون مبارک...چی ميگن؟! ايشالا که روشنی های زندگيتون دراز و تاريکيهاش کوتاه باشه؟! يه همچين چيزايی بود..الانه يادم رفته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp; &lt;IMG alt="" hspace=1 src="http://images.google.com/images?q=tbn:7cTJ1PW0lNAJ:www.ketabeiran.com/Movies/MoviesPictures/ShabeYalda.jpg" vspace=1 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;توضيح: به من چه که وقتی به گوگل شعور ندار ميگی عکس های شب يلدا رو سرچ کنه اينو نشون ميده؟! &lt;/P&gt;</description>
      <link>http://arezoo1984.persianblog.ir/post/114</link>
      <author>ارزو </author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=292611&amp;postID=4726309</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-292611.post-4726309</guid>
      <pubDate>Sun, 19 Dec 2004 18:25:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>(بدون عنوان)</title>
      <description>&lt;P dir=rtl&gt;امروز ريويو ازمايشگاه ميکروبمون بود....ياد يه خاطره فجيعی افتادم که به هنگام امتحان ايمونوی عملی برام اتفاق افتاد!! اينو برای ۲۷۳۴۵۳۶۷۵۴ نفر ۲۸۳۷۶۷۶ بار تعريف کردم!! و در جواب اين همه تعريف من اونام نامردی نکردن و يه لبخندی زدن!! اما فقط خودم عمق فضاحت اون لحظه ها رو درک ميکنم!:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اقا ما ساعت ۱۲ امتحان تئوری عملی رو داشتيم و&amp;nbsp; بعدش عملی شروع ميشد! منم که ترمای اول اصلا نميدونستم درسو با کدوم سين مينويسن و عادت کرده بودم که خدا درسامو واسم پاس کنه!! صبح امتحان شروع کردم به خوندن!! اولش به خودم گفتم افرين ارزو! تو قهرمانی بيش نيستی!! تو ميتونيييييييی!! اما وقتی رسيدم به وسطاش و ديدم که ساعت ۱۱ شده ديگه کم اوردم و فهميدم که نه تنها قهرمان نيستم بلکه الانه است که خاک بر سرم بشه! ديگه به خودم گفتم که بابا امتحان که تستيه از هر کلمه يه حرفشو حفظ کن!! مثلا ازمايش بارداری توش گ داره ديگه حالا اسمش هر چی هست!(هنوزم نميدونم &lt;IMG src="http://www.persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/08.gif"&gt;) حالا چه امتحان فضاحت باری دادم بماند! ما رو کردن توی قرنطينه برای بخش عمليش! اون تو يه پسره چاق شکم گنده بود که خداييش اخر بچه لــــــــــــــــــــــزج بود!! انقدر مسخره اش کردم که اخرش از شانس کپک زده من, با اقای شکم گنده ايان هم رديف شديم و ايستگاهامون(و در واقع سوالامون)&amp;nbsp;مشابه درامد! و يکی از تست ها چی بود؟! همون گ داره!!حالا منم سر امتحان طبق معمول هل شده بودم بددددددددددددددد و بازم بماند که چه کثافت کاری که نکردم با اون نمونه&amp;nbsp;خونها و قضايا ( زردا) و..... حالا ما هی اون قضيه رو&amp;nbsp; هم ميزديم مگه اگلوتينه ميشد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بعد از امتحان مسلما می بايستی که با هم رديفی خوش تیپم سوالامو چک ميکردم!! از يه طرف استرس داشتم که بالاخره جواب تست گ دار + بوده يا منفی (وبازم بماند که &amp;nbsp;اصلا نميتونستم نگاه به ريخت يارو بکنم) از طرف ديگه ميرفتم بهش ميگفتم چی؟!؟!!؟! مگه اسم علمی ازمايشه يادم ميامد؟! نميتونستم هم که بهش بگم اقا شما تست گ دارتونو چی دراوردين که؟! بالاخره انقدر به خودم تلقين کردم که تو ميتونی ارزو و اينا که شجاعت لازم در من پديدار گشت و رفتم بهش گفتم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ببخشيد اقا.......(خدا جون چی بگم؟!) ........شما جواب تست حاملگيتون مثبت شد؟!&lt;IMG src="http://www.persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/08.gif"&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پسره اول همينجوری موند!!(لابد فکر کرده شکم گندشو مسخره ميکنم!) بعدش که الحمدلله با گوشکوب غيب دوزاريش افتاد کاشف به عمل امد که الحمدلله حامله بوده!!!!!&lt;IMG src="http://www.persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/04.gif"&gt;&amp;nbsp;مجهولمونو ميگما!&lt;IMG src="http://www.persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/09.gif"&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حالا دوباره ۳ شنبه امتحان داااااااااااااارررررررررررممممممممممم &lt;IMG src="http://www.persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/17.gif"&gt;&amp;nbsp;من ميترسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسم &lt;IMG src="http://www.persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/17.gif"&gt;&amp;nbsp;ميشه دعا کنيد من ۲۰ بشم؟!&lt;IMG src="http://www.persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/04.gif"&gt;&amp;nbsp;قول ميدم ديگه دختر خوبی بشما!!&lt;IMG src="http://www.persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/05.gif"&gt;&lt;/P&gt;</description>
      <link>http://arezoo1984.persianblog.ir/post/113</link>
      <author>ارزو </author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=292611&amp;postID=4726308</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-292611.post-4726308</guid>
      <pubDate>Sat, 11 Dec 2004 18:19:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>(بدون عنوان)</title>
      <description>&lt;P dir=rtl&gt;۱:خدا جان! ممنان از تحويلت! از روزی که من دعای افتاب کردم تا حالا هر روز هوا ۲ نفره بوده!! بارون کم بود؟! برف هم اضافه شد!&lt;IMG onmousedown="setCurrSmiley(&amp;#39;img2&amp;#39;,&amp;#39;28/28_4_8&amp;#39;,&amp;#39;Snow%20Storm&amp;#39;);doContextMenu(0);" id=img2 ondragstart=&amp;#39;event.dataTransfer.setData("Text","")&amp;#39; title="Snow Storm" ondragend=&amp;#39;insertSmiley("28/28_4_8","Snow%20Storm")&amp;#39; onclick=&amp;#39;insertSmiley("28/28_4_8","Snow%20Storm")&amp;#39; src="http://smileys.smileycentral.com/cat/28/28_4_8.gif" align=absMiddle border=0&gt;...وقتی کوچولو بودم دوست داشتم يه دنيا برف بياد تا مدرسه ها رو تعطيل کنن!اما الانه که ديگه چيزی به ما نمی ماسه! چرا الکی زحمت های بعد از برفو تحمل کنيم؟ راه رفتن تو خيابون يخ بسته رو بگو!!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما جدای از اين حرفا واقعا عجب منظره بيستيه باريدن برف از اسمون توی باغ!! البته از پشت شيشه&lt;IMG src="http://www.persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/01.gif"&gt;&amp;nbsp;(دلم اهنگ زمستون افشينو خواست!) حالا با &lt;A class=links href="http://naghmeh.com/ShowClip.asp?ClipID=387"&gt;صدای فرزين &lt;/A&gt;هم ميشه کنار امد ديگه!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;۲:: گفته بودم که من و ازاده خنده هفتمونو چطوری تامين ميکنيم ديگه؟! با پيام محبت روزنامه ايران.امروز يه کيس خيلی بانمک پيدا کردم گفتم اينجا هم بنويسم که شما هم دامنی پر کنيد از عطر اين عشق افسانه ای! نميدونيد چه جوی داده بود اين عاشق به پيام محبتش! گل و قلب تير خورده و عکس محبوب!!:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;STRONG&gt;تقديم به يگانه عشقم&amp;nbsp;&lt;/STRONG&gt;&lt;EM&gt;{محل الصاق عکس معشوق}&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; عبدالکريم عزيزم &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/STRONG&gt;ميلاد تو محض صفاست&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;روز زاد تو ز روز عاشقاست&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بارها از دست من رنجان شدی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; عفو کن هرگز مگو او بی وفاست&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;هر چه در پايت بريزم اندک است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; چون عبدالکريم از اين مردم جداست&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدا منو ببخشه!! تف تف تف تف !!! شايد من به نظرتون ادم پستی بيام که عشق ادما رو مسخره ميکنم! اما خداييش عاشق واقعی پا ميشه ميره عشقشو تو روزنامه اگهی ميکنه؟!اونم اينقدر زيبا!!! با عکس و بساط؟!؟!؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و عشق.......&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عشق تو را چون يک دسته گندم در اغوش می کشد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و می کوبدت تا پوسته ات را جدا کند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و می پالايدت تا سبوست را دور کند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و می سايدت تا سفيدت کند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و خمير می سازدت تا نرمت کند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و سپس تو را به اتش مقدس خويش می سپارد تا از تو سپند نانی سازد برای مهمانی مقدس خداوند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عشق واقعی اينطور که خليل جبران توصيف کرده و همون عشقيه که مقدسه چيزی نيست که هر کسی تجربه کرده باشدش ...پيش خودم فکر ميکنم اونايی که&amp;nbsp;عشق رو تجربه ميکنن چه جور ادمايی هستن؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;عشق در تعريف عوامانه يعنی دوست داشتن بسيار زياد...وابستگی عاطفی و روانی....که در جای خودش قابل احترامه و کسی که تجربه اش نکرده يعنی دبيلی بيش نيست!! که البته انواعی دارد و غيره....اما خب همين نوع ساده (حالا نگيم پيش پا افتاده) باز هم اونجوری که بايد صادقانه نيست!!!!!!!!!!! همه اينا رو گفتم که نگين ارزو پست و پليده و &lt;EM&gt;عشق &lt;/EM&gt;ديگرانو مسخره ميکنه!!!!!!!&lt;/P&gt;</description>
      <link>http://arezoo1984.persianblog.ir/post/112</link>
      <author>ارزو </author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=292611&amp;postID=4726307</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-292611.post-4726307</guid>
      <pubDate>Thu, 09 Dec 2004 11:32:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>(بدون عنوان)</title>
      <description>&lt;P dir=rtl&gt;خجالت اوره!!! دقيقا از هفته پيش شروع کردم به درس خوندن و ۱۲- ۱۳ ساعت درس خوندم اما فقط اناتومی تنه تموم شد!!&lt;IMG src="http://www.persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/17.gif"&gt;تازه اونم با چه وضعيت فضاحت باری!!&lt;IMG src="http://www.persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/04.gif"&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اخه اونوقتا که کنکور داشتم هنوز تو خونه قبليمون زندگی ميکرديم...من طبقه پايين خونه تنها بودم و درسامو می خوندم. يه بار که در دريای علم مستغرق گشته بودم و دامنی پر ميکردم از معارف,يهويی احساس کردم يه چيزی داره رو زانوم وول ميزنه!!پاشدم شلوارمو يکمی تکون دادم و يهويی احساس کردم يه چيز سياهی افتاد تو دمپاييم و وول وولی زد و رفت روبروم وايساد...حدود ۵ دقيقه من و اون موجود که حالا ديگه ميشد تشخيص داد که قهوه ای پررنگه, بر و بر به هم نگاه ميکرديم تا اينکه بالاخره دوزاريم افتاد که ايشون خاله سوسکه ای بيش نيست !!! بعد حدود ۵ دقيقه ديگه طول کشيد تا حافظه ام ياری کنه و يادم بياد که اين سوسک محترم از کجا تشریف اوردن!! و بعد يه ۵ دقيقه ديگه هم طول کشيد تا من بتونم عکس العمل نشون بدم و بگم :جيــــــــــــــــــغ!سوسکه هم انگار تازه يادش افتاده بود که کيه و من کی هستم و چی به چيه بعد ۱۵ دقيقه (باز به من!) يادش افتاد که فرار کنه!!! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از اون روز من تيک عصبی گرفته بودم!! اولا که ديگه اون شلواره رو نپوشيدم چونکه ديگه سوسکی شده بود! ثانيا که الکی الکی احساس ميکردم که موجودات دهشتناک و کريه المنظری چون سوسک دارن رو تنم راه ميرن!!! يه مدت خوب شده بودما!!!!!!!!!!! اما الانه که دوباره&amp;nbsp;دارم يه سری از سيستمای کنکور بازی رو پياده ميکنم تيک عصبيم هم برگشته!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...............................................................................................................&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گفتم واقعا حالم از هر چی دوست و دوستيه به هم ميخوره!! همه اش اعصابتو خرد ميکنن!! نمک رو ميخورن و نمک دونو ميشکنن! سو استفاده ميکنن!دروغ ميگن!حسودی ميکنن!&amp;nbsp;پشت سرت حرف در ميارن و غيبتتو ميکنن!&amp;nbsp;با حرفای مزخرفشون حالتو به هم ميزنن!&amp;nbsp;اصلا نميشه به احدی اعتماد کرد! ادم مگه خودازاری داره!؟نخواستيم اقا!نخواستيم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مثل هميشه با صبر به حرفام گوش ميده و بعدش شروع ميکنه به حرف زدن: ميگه تو که دکتری مگه نميدونی که هوا الوده است؟! مگه مضرات الودگی هوا رو نميدونی!؟! پس چرا باز هم نفس ميکشی!؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;منظورشو ميفهمم! &lt;IMG src="http://www.persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/01.gif"&gt;..........&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...............................................................................................................&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG src="http://www.persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/17.gif"&gt;&lt;IMG src="http://www.persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/17.gif"&gt;&amp;nbsp;گفتم الودگی هوا ياد امتحان شفاهی فرانسه افتادم!!! اولش کلی خواهش و التماس کردم به استاده که ازم امتحان بگيره چون روز ديگه نميتونستم برم! بعدش سوالو داد دستم و گفت خب شروع کن!(ميدونستم که وقت نميده فکر کنم!) درباره مضرات الودگيهای مختلف محيط زيست بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اخه من به فارسی هم نميتونم ۲ ثانيه ای بيشتر از ۲ يا ۳ جمله بگم!!!!!!! چه رسد به فرانسه!!!!!!! منو انداخت بيرون!&lt;IMG src="http://www.persianblog.ir/pbe34r2/images/smileys/15.gif"&gt;&amp;nbsp;خدا رو شکر که امتحان کنترل گرامرو خوب دادم!! دارم فکر ميکنم که ترم ديگه رو مرخصی بگيرم! اخه هم رفت و امدش مشکله اون موقع شب تو زمستون ,هم اينکه وقت ندارم برای فرانسه!نميخوام که تندی تمومش کنم!می خوام يه چيزی ياد بگيرم! نه؟!&lt;/P&gt;</description>
      <link>http://arezoo1984.persianblog.ir/post/111</link>
      <author>ارزو </author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=292611&amp;postID=4726305</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-292611.post-4726305</guid>
      <pubDate>Thu, 02 Dec 2004 22:27:00 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
